اینجا ما خاطرات طنز و شیطونیای مدرسه و دانشگاهمون و یه سری چیزای طنز با همین موضوعات رو می نویسیم.
سلاااااااااااااااااااااااااام....چطورین شیطونا؟
معلماتون و استاداتون چطورن؟ بهشون میرسین یا نه؟ عاغا این هفته معلم ادبیاتمونو دیدم تحویلش گرفتم.. :دی
بیچاره ذوق مرگ شد.... :وی
شما هم بعضی اوقات بعضیا رو تحویل بگیرین واکنششونو ببینین. :دی
بد بخت از خوشحالی تا کمر خم شد :دی
البته دوباره ببینمش تحویلش نمیگیرما ؟ فقط میخواستم ببینم چیکار میکنه. :پی
حالا بگذریم.....کلاسامون هم که شوروع شده و بچه ها هم کم کم باید لنگ ها رو خیلی مودبانه بدن بالا....البته اونایی که با منن استقامت میکنن و سر هم خم نمیکنن.
خلاصه سال پر از شیطونی و شادی واستون آرزو میکنم. فاک اوری بادی. :وی
برچسب:
نویسنده: مکسی
یکی از فاتزیام اینه که بخاطر قضیه ی دوشنبه رخیمی و زنش کارشون به طلاق بکشه بعد من و آنا و فائزه و هدی رو ببرن دادگاه بعنوان شاهد...
بعد رخیمی بگه روشنک من طلاقت نمیدم من فقط تو رو دوس دارم باور کن!
منم بگم اگه راس میگی پس اون سرورم کی بود که گوشیت سایلنت بود و جوابشو ندادی هاااااا؟؟؟؟
بعد روشنک بگه کمیل دستت رو شده من به این بچه ها گفتم اس ام اساتو چک کنن و بهم خبر بدن... من از همه چی خبر دارم
بعدش کمیل بگه نه اینا همش دروغه واسم توطئه کردن میخوان تو رو از من بگیرن روشنک باور کن همش دروغه
منم گوشیمو وردارم و زنگ بزنم و اون سرورم بیاد و بگه بچه ها راس میگن روشنک این کمیل آدم نیس
بعد کمیل برگرده یه نگاه به ما بندازه و بگه ای نامردا...
ما چار تا هم درحالی که لبخند میزنیم بریم تو افق محو شیم ![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی

البته ما نمیرفتیم خونه... تا آخر وقت تو مدرسه میموندیم و کلی حال میکردیم دورهم ![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی
سلام من اومدم ![]()
اون جمله ی تو عنوانو معلم زبان مدرسمون هروقت میاد تو کلاس میگه ![]()
ولی پست من درمورد رخیمیه...
![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی
سلاااااااااااااااااااام!!!
داااااشتیم؟ نه تو رو خدا داشتیم؟؟؟؟
ای چه وضعشه ها!!! مو گفتم الن بیام ن ایجا مو رو جرر ودید با نظراتون ن!(ببخشی مو لحجه گرفتم خدمم نمدونم چه لحجه ایه شمالیه مشهدیه چیه؟؟)
آره می گفتم ن ای چه وضعشه؟؟ باز که مو فرست مطلبم ن؟؟ مکسی کدوم گوری هستی تو داداش؟ کوجایی نیسی ببینی وبت به فنا داره میره!
مو الن ا مشهد دارم آپ مکنم ن!(بیخود نی لحجه گرفتماا!!) تو یک کافی نت مزخرف کوچیک بو کامپیوتر ذغالی!!! مو با این وضعیت دارم آپ کنم انوخ تو چه غلطی مکنی نه؟؟ سرسو شما چرا آبجی؟؟؟؟ د بیا آپ کن د ن ؟؟
مو الن وخ ندارم ن (پول ندارم ن!) موخواسم بگوم دف دیگه بیام بیبینم فرست کلسم
مو میدونم با مکسی و سرسو و ام زد و حاج آقا.... ها حولا شد!!
اااااا بااااای
ها ها یه چی دیگه!! مکسی یه چند تا صورتک انگری برد غمگین و ترسیده ا همه کفترا واسم جور کن ن مو یه هفته دیه ساوه ام نه ازت بیگیرم داداش!!!
بابای!![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی